عبدالله مستوفى

441

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

برادرزادگان منند ، خير و سعادت از خدا ميطلبم و توصيه ميكنم كه فرزندان و برادران و خواهران و شوهران و زنان و پدران و مادران و از همه بالاتر سيتو اين‌هاى خوب و در راه خدمت جامعه فداكار و زحمتكش و صبور و قانع باشند . اندرين دائره ، ميباش چودف ، حلقه‌بگوش * ورقفائى خورى ، از دائرهء خويش مرو و بدانند آنچه نصيب آنهاست مسلما به آنها خواهد رسيد و در طلب زندگى دنبال كارهاى پست نروند تا بزرگوار و بزرگمنش واقعى بشوند . مرنار يكى از رجال ايران است بعد از تابستان ، بايد خزانه از ضرابخانه به شهر منتقل گردد ، ولى اجارهء تمام خانهء صاحب اختيار با بانك سرنگرفت . بانك شاهنشاهى انگليس بود و هيچوقت سياست مالى را فداى سياست دولتى نميكرد و برعكس بانك رهنى كه دولتى و تابع سياست دولت روس بود ، تا مجبور نميشد ، ملك و خانه از كسى وثيقه نميگرفت . بر فرض اينكه برحسب تصادف جائى پولش جا واميكرد و مجبور ميشد در عوض پول خانه قبول كند ، هرچه زودتر رهينه را به پول نزديك كرده اصل و فرع سرمايهء خود را تأمين مينمود . خانه صاحب اختيارى خيلى بزرگ و پر طول و تفصيل بود و يك جا مشترى نداشت ، بانك خيال خرد كردن و دست‌بسر كردن آن را داشت ، پس يك جا نميشد بخزانه اجاره دهد . زيرا ممكن بود مشترى بخواهد از خود خانه استفاده نمايد و اجاره بودن خانه ممكن بود باعث جوش نخوردن معامله شود . اين بود كه باغ عمارت كلوب ايران را كه مشترى دست بنقدى نداشت ، مرنار براى منزل شخصى خود اجاره كرد و سر ادارات خزانه بيكلاه ماند تا بالاخره خانه‌هاى آقايان هدايت را كه قسمتى در خيابان صنيع الدوله و قسمتى در ميدان مخبر الدوله واقع بود ، اجاره كردند و خزانه قدرى ديرتر از ييلاق ضرابخانه به آنجا منتقل شد . گذشته از اينها با توسعهء روز افزونى كه در ادارات خزانه معمول ميداشتند ، سه حياط عمارت صاحب اختيارى هم براى خزانه كافى نميشد . مرنار ديگر آن سيتواين سادهء بروكسل و تنها رئيس گمرك ايران نبود ، بلكه خزانه - دار كلى بود كه اختيارات او بموجب قانون 23 جوزاى تنگوزئيل 1329 معين و با فشار دولتين ، اين اختيار را مالك شده و بايد آن را بنفع حاميان خود و جمهورى بلژيكىهاى مستخدم ايران اداره كند . عبث نيست كه فرىيه تازه‌وارد ، كوس رياست بر دو مدير كل ايرانى مىزند ، سهل است ، ميتواند مثل مهتر نيسم عيار كمند خاك كند و پوست خربزه زير پاى مدير كل ايرانى بگذارد و كسى نباشد كه از او بازخواست نمايد ؟ . باوجود سنت سنيهء بلژيكىها كه هرچه از راه مشروع و غير مشروع در ايران بدست ميآورند بايد از خرج بخورونميرى يكسر ببانك بروكسل بفرستند ، مرنار كه در قسمت زندگى شخصى اين سنت را كاملا رعايت ميكرد ، در تجمل و شكوه عمارت و اثاثيه ، دست از جان شسته ، عمارت و مبل با سليقه‌ترين اشخاص دورهء ناصرى و مظفرى ، يعنى صاحب اختيار را اجاره ميكرد . امسال ييلاق او هم عمارت و باغ صاحب اختيارى چيذر بود كه بوسيلهء يكى دو دست بشعاع السلطنه منتقل شده و در غيبت او از كس‌وكارش اجاره كرده بود .